وقتی که آدم دلش می گیره ستاره های آسمون هم نمی تونند براش لالایی بخونند.
وقتی دل آدم تنگ میشه حتی صدای موج هم نمی تونه خاطره های خوب رو برای آدم زنده کنه.
وقتی آدم خسته میشه حتی پیچیدن نسیم لای موهای آدم و نوازشی که نسیم به روی گونه های آدم با دست خودش می کنه هم نمی تونه آدم رو شاد کنه.
اما وقتی آدم عاشق می شه اگه وسط روز به آسمون نگاه کنه ستاره های شب تاب رو میتونه ببینه.
آره وقتی آدم عاشق می شه اگه وسط کویر هم باشه بازم صدای موج خروشان دریا درون گوشهاش صدای یار رو زمزمه می کنه.
اما وقتی آدم خسته میشه اون وقته که ممکنه عاشقی رو هم فراموش کنه.
می گن بارون آغار فصل عاشقیِ. نمیدونی راه رفتن زیر بارون چه محشری تو وجود آدم به پا می کنه آدم حس میکنه آسمون هم عاشق شده و برای معشوقش داره اشک میریزه.
میگن خدا عاشق ترین عاشق هاست خدایا تورو به عشق و به پیامبران عشقت قسمت میدم عزیز ترین کس زندگیم رو شفا بده.
پشت دیوار همسایه: آن کس که می گفت دوستم دارد عاشقی نبود که به شوق من امده باشد رهگذری بود که روی برگهای خشک پاییزی راه می رفت صدای خش خش برگها همان اوازی بود که من گمان می کردم میگوید: دوستت دارم
